محمد رضا واليزاده معجزى

654

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

خسارات وارد سازد ، آن هم به دو علت كه در ذيل توضيح مىدهيم : اول به اين واسطه كه ايل بيرانوند شش ماه در خاك پيشكوه ( هرو و سيلاخور سفلى ) و شش ماه در خاك والى سكونت داشتند و به منزله رعاياى والى محسوب مىشدند كه هم در مواقع جنگ و هم در اوقات صلح از وجود آنان استفاده مىنمود و چون طايفه شجاع و دليرى بودند والى نسبت به آنان نهايت علاقه را داشت و قلبا ميل نداشت با آنان جنگ كند و لكن چون با نظام السلطنه دوستى داشت و از طرفى دولت به منظور استفاده از قدرت والى او را در تمشيت امور لرستان و تنبيه متجاسرين كه همين خوانين بيرانوند بودند ، مسئول قرار داده بود ؛ لذا من باب حفظ دوستى با نظام السلطنه و برقرارى مناسبات و روابط خود با دولت وقت ، به‌طور " كج‌دار و مريز " رفتار مىكرد تا شايد بتواند در خلال اين جريانات بين نظام السلطنه و خوانين بيرانوند را التيام بخشد و نگذارد صحنه جنگ از حدودى كه او ميل داشت ، گرمتر شود . علت دوم اين بود كه متأسفانه مقارن با همين اوقات جنگ جهانى اول شروع شده بود و والى كه مردى دانا و مآل‌انديش بود ، به يقين مىدانست كه كشورهاى اروپايى بىطرفى ايران را مراعات نخواهند كرد و آن را تبديل به ميدان نبرد خواهند ساخت و با اين مقدمات او كه يك مأمور مبرز و برجسته مرزى و يك مرزدار بزرگ و در رديف مهمترين سرداران اين مملكت بوده و علاوه بر اهميتى كه در داخله ايران داشت ، دول بيگانه هم به نظر اهميت و اعتبار به او مىنگريستند ؛ لذا نمىتوانست ده‌ها فرسنگ مرز ايران را رها ساخته و انرژى خود را صرف كوبيدن يكى از طوايف لرستان سازد كه در همين اوقات مىتواند از حيثيت وطن عزيز دفاع كند . اضافه بر اين مگر ايل بيرانوند لرستانى و خود والى هم لرستانى و به منزله باريك‌دار و ميوهء يك شاخسار نبودند ؟ از اين‌رو سزاوار نبود والى براى خاطر ارضاء حس خودخواهى و لجاجت نظام السلطنه كه براى خونريزى و آدم‌كشى در تهران پولى خرج كرده و به لرستان آمده بود برادران خود را محو و نابود نمايد ، وارد جنگ شود . بنابراين رويه عاقلانه همين خط مشى بود كه والى انتخاب كرده و در كمال سعادت آن را به موقع اجرا مىگذاشت جنگ‌هاى والى همه غير جدى و شباهت به مانور داشت . والى براى اين‌كه به بيرانوندها بفهماند كه قصد از ميان برداشتن آنها را ندارد ، اجازه نمىداد كه همه سپاه او به جنگ بروند و فقط تعداد قليلى شركت مىكردند و جنگ‌كنندگان بيشتر سگوندها و حسنوندها و سپهوندها و غيره بودند . در اثر اين زد و خوردهاى مداوم يك روز به نظام السلطنه مژده دادند كه حسين خان فاضل نوه اسد خان معروف از نيروى دشمن كشته شده